آزادی بیان با طعم توهین
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۳۱  کلمات کلیدی:

دل هر انسان مومن وآزاده ای این روزها به خاطر ساخت فیلم توهین آمیز به نبی مکرم اسلام واقعاًبه درد می آید.نمایش صحنه هایی در فیلم وانتساب آن به پیامبر اسلام بسیار زننده وبراستی مشمئز کننده است .رفتارهایی که حتی در میان اعراب جاهلی نیز ضد ارزش بوده است .

دموکراسی وآزادی بیان بهانه ای شده که به ساحت پیامبری توهیین کنند که پیام آور رحمت ورهاییست ومورد قبول واحترام بیش از یک ونیم میلیارد انسان است. آزادی بیانی که همچنانکه ازضرورت آن سخن گفته اند بهمان اندازه توافق عمومی برروی "محدود کردن" وتعیین حد ومرز برای آن وجود دارد زیرا در رقابت وتقابل با ارزشهای دیگر است .اگر دموکراسی وآزادی بیانی که برآیند آن حفظ جایگاه وکرامت انسان نباشد و صلح ، نزدیکی وتحمل انسانها را به دنبال نداشته باشد باید آنرا در دستان کسانی جست که آنرا به بازیچه گرفته اند .

کای محمّد این جهان و آن جهانی نیستی
لاجرم این جان داری صدر و آن جا متّکا
رحمتت زان کرده‌اند این هر دو تا از گرد نعل
این جهان را سُرمه باشی ، آن جهان را توتیا


 
میرزا آقا خان کرمانی
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٦  کلمات کلیدی:

اولین ذهنیتم از میرزا آقا خان کرمانی برمیگردد به سال اول دبیرستان، زمانی که معلم تاریخمون با آب و تاب وافتخار از او نام میبرد .به مرور  وبا گذشت زمان که فهمیدم به تاریخ هم علاقه دارم به دنبال شخصیت شناسی وآثار قابل چاپش در ایران رفتم با اینکه بالشخصه بعضی ازآثارش را روشنفکر مآبانه ودور از واقعیت می دانم اما تاریخ نویسان از او بعنوان عجایب روزگار واز نوابغ  همه تاریخ ایران زمین یاد می کنند.  فریدون آدمیت، بزرگترین تاریخ نویس معاصر ایران درباره اش مینویسد: بنیاگذار فلسفه تاریخ ایران است و ویرانگر سنت‌های تاریخ‌نگاری، برجسته‌ترین مورخ ما در قرن پیش است و یکتا مورخ متفکر زمان خویش. تواناترین نویسنده‌ی اجتماعی سده‌ی گذشته است، شاعر نامدار ملی، نقاد سنت‌های ادبی گذشته، نماینده نوخواهی ادبی و آغازگر فلسفه ادبیات جدید. بزرگترین اندیشه‌گر ناسیونالیسم است. منادی اخذ دانش و بنیادهای مدنی اروپایی، نقاد استعمارگری،‌ هاتف مذهب انسان‌دوستی، نماینده‌ی نحله اجتماعی و متفکر انقلابی پیش از مشروطیت است. شاید وی را بتوان اولین پان ایرانیست در معنای مدرن تر دانست.

....وجهه نظر مغرب نسبت به دنیای غیر مغربی تعرض بوده وهست اعم از اینکه این تجاوز به صورت استیلای دانش وفن آن تجلی یافته باشد یا بصورت استعمار سیاسی ، پایمال کردن حوق دیگران (ملتها )... اما دو مسئله را نباید از نظر دور داشت یکی اینکه برخورد تمدنات پدیده خاص عصرجدید نیست .تمدنات همیشه از همدیگر متاثر گردید ه اند به حدی که گاهی تمدنی برروی خاکستر تمدن یا تمدن های پیشین بوجود امده وگاه از آمیختن والتیام عناصر گوناگون تمدنهای متفاوت بو جود آمده است .تاریخ وحدت دارد ومراحل پی درپی پیموده است ومدنیت غرب آخرین مرحله تجربی آدمی است تا این زمان ومیوه اش چه تلخ وچه شیرین همین است که می چشیم .مطلب دوم چگونگی وخصوصیت تمدن غربی است از لحاظ نیروی تحرک و گسترش آن به حدی که هیچ نقطه مسکون ونامسکون زمین نیست که از رخنه ونفوذ آن کم یا بیش ایمن مانده باشد ازاین نظر نسبت به همه تمدنهای پیشین متامیز است ... پس شگفت نیست که برخورد فرهنگ مشرق ومغرب از جهتی بصورت تصادم وکشمکش نیروهای کهنه ونو ظهور کرده باشد ...در همین نقطه بود که مسئله نو جویی واخذ تمدن فرهنگی بوجود آمد وذهن افراد بیدار دل مشرق زمین را ربود نوآوران ودانایانی که در این باره می اندیشند همه واقعا شیفته ودلباخته فرنگستان نبودند اتفاقاً اغلب از فرنگیان بدشان میاد .اما مسئله بود ونبود وهست ونیست کشورشان در میان بود آنها پی بردند که تمدن اروپایی سیلی است روان ، ایستادگی سرسختانه در برابرش بی حاصل وآب درهاون کوبیدن است یا باید به خوارگی واستعمار وحشتناک غرب تن در بدهند یا اگر طالب حیثیت وشخصیت خویش اند خود را به همان حربه برنده دانش مغربیان مجهز گردانند وبا همان اسلحه به مقابله فرنگیان زور گویی برخیزند باز در همین نقطه بود که هوشیاری ملی در شرق بوجود آمد ودر پاره ای جامعه ها که در آن هوشیاری تا حدی وجود داشت نمود یافت ... هوشمندان شرق در ضرورت قبول تمدن نو تردید نداشتند .مساله باریک واصلی نو خواهی ونحوه اقتباس مدنیت اروپایی بود ...مللی که زمامداران روشندل وخیر خواه داشتند راه درست را در پیش گرفتند  وپیشرفت کردند وآنانی که گرفتار مردمی بی ایمان ، خود خواه وکورد دل گشتند "ادا واصول درآوردن"را پیش ساختند وبه هیچ جایی نرسیدند .

از نظر مطالعه تطبیقی سیر فکر در مشرق همسانی خاصی میان میزا اقاخان وبرخی از متفکران ناسیونالیست خاور دور به چشم میخورد .اندیشه گر ژاپنی "یو کی چی "اعتقاد داشت که تمدن ژاپن با روح زمان سازگر نیست ودر برابر علم ومعرفت وبنیان های اجتماعی جدید به پشیزی نیرزد .نویسنده تجدد خواه دیگر ژاپن "تو کو گاوا "براین عقیده بود که سنت های فرهنگی ومدنی ژاپن بار گرانی است برچرخ ترقی و گردش آنرا کند وآهسته می کند ودر راه پیشرفت جدید ناگزیر باید شیوه آسیایی خودمان را عوض کنیم .متفکر چینی "لوهسون "بیان خاصی  دارد فرهنگ کلاسیک چینی پیکر بیجان ومرده ای است نباید با ان کاری داشت باید در موزه بگذاریم به آرامی بخسبد به جای آن به فرهنگی روی بیاوریم که میراث جهان نو است ومشترک همه اقالیم ... میرزا آقا خان شیفته فرنگستان وهمه مظاهر تمدن غرب نیست بهمان اندازه که جنبه های ارزنده آنرا تحسین می کند وفیلسوفان وهنرمندان مغرب را احترام میگذارد ، استعمار چیان وستیزه جویان ومتقلبان اروپایی را اهریمنان پلید می شمارد ودر روحش از آنها بیزار است وخامه تیزش رابرروی آنان می کشد ...در ادامه می نویسد که غربیان خود را مروج انسانیت ونایل به مقام بلند ودرجه علیای تمدن وتربیت می دانند وخویش را خیر خواه حقیقی عالم بشریت می خوانند اما براستی همان حالت تعدی وتجاوز به حقوق دیگران (ملتها )آنها را از درجه انسانیت خارج کرده است وراه افتخار جویی رادر شیطنت وبد اندیشی وسبعیت وطمع در حقوق ملل دیگرن تصور می کنند .

مختصری از کتاب اندیشه های میرزا اقاخان کرمانی  نوشته فریدون آدمیت


 
سنندج شهر ارسی ها
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٥  کلمات کلیدی:

هنر ارسی سازی (در و پنجره های مشبک چوبی که بین شبکه ها با شیشه های کوچک معمولا رنگی پر شده) از اواخر دوره قاجار تا اوائل پهلوی رواج فراوان داشته و به احتمال زیاد پس از آن به خاطر مقرون به صرفه نبودن متروکه مانده است. کریم پیرنیا ارسی (به ضم الف و غالبا سکون ر) را درب مشبک چوبی رو به حیاط دانسته و بر خلاف تصور عامه که آنرا هنری وارداتی از روسها میدانند، معتقد است که نمونه های قدیم تر ارسی را میتوان در بناها و نقاشی های ایرانی یافت.

استان کردستان به علت آب و هوای خوبی که دارد محل رویش درختان ‏گوناگونی مانند گلابی، گردو، کیکم و سنجد است و این امر باعث شده که مردم ‏این دیار به هنر چوب و کار با چوب اهمیت زیادی دهند و در این هنر استادان ‏و هنرمندان بزرگی مانند استاد مجید نعمتیان، استاد عباس پسر استاد نجار ‏باشی، استاد عبدالحمید نعمتیان ، استاد بهزادیان و استاد نعمت الله محمودی را ‏به خود دیده است اکنون در ‏سراسر دنیا هنرنازک کاری کردستان شناخته شده است و سنندج را به عنوان ‏خالق این هنر زیبا می شناسند. هنر چوب ریشه در زندگی مردمان این دیار دارد ‏براصولی استوار است که همزمان با آداب وسنن و محیط زیست استان تولد ‏و رشد یافته است.
کردستان، معبد ارسی های ایران است. سنندج را شهر ارسی ها میدانند و تا دلتان بخواهد استاد چوب کار و ارسی ساز داشته. تقریبا همه جا میتوان ارسی گیر آورد؛ از نمونه های عادی و کوچک تا فرمهای پیچیده و وسیع که مثلا گره چینی های با حتی 24 گره هم با ابعاد مختلف در آنها تکرار شده اند. عجیب است که کردها انگار اینقدر به ارسی علاقمند بوده اند که بعضی جاها از خیر دیوار در بنا گذشته اند و بجایش ارسی های سرتاسری کار گذاشته اند! جالبیش اینجاست که تعداد درها هم همیشه فرد است. سه دری، پنج دری، هفت دری و حتی نه دری! بسته به اینکه در نمای خارجی، اتاقهای داخلی و یا در برابر نور مستقیم آفتاب قرار گیرد، پوشش و لعاب متفاوتی برای درها در نظر گرفته شده و در مجموع که از این مجمل حدیث مفصل بخوان که خیلی کارشان درست بوده.

در سنندج اروسی های زیادی وجود داشته است که به مرور زمان اکثر آنها از ‏بین رفته است و درحال حاضر می توان از اروسی ارزنده ای مانند اروسیهای 7 لگنه ‏‏ موزه سنندج که در ساخت آن بالغ بر 43 هزار قطعه شیشه رنگی بکاررفته  است وساخت آن 4 سال بطول انجامیده است.(تصویرزیر)، عمارت مجتهدی وعمارت فرخ لقاء (دردست تعمیر)و اروسی های عمارت آصف، عمارت خسرو آباد و منزل وکیل ، ‏منازل آقایان گله داری و غیاثی یاد کرد که هنوز پا برجا است.


 
سید علی اصغر کردستانی
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٥  کلمات کلیدی:

سید علی اصغر کردستانی در سال ۱۲۶۰ شمسی در روستای صلوات آباد نزدیک سنندج به دنیا آمدوی هم عصر مرتضی نی داوود،قمر المولوک وزیری ،درویش خان و... بوده است سید با تلفیق صدای خداداد وصوت داوودی خویش بهمراه اشعار پرمحتوای شاعرات توانای کرد در قالب الحان ومقامهای ایرانی توانست با سازهایی نظیر تار،کمانچه،نی،تنبک و ویلن آثار گرانقدری بیافریند که او را در زمره خوانندگان بیادماندنی ایران زمین قراردهد آثار موسیقایی این استاد گرانمایه جزو گنجینه های فاخر موسیقی ایران بوده وچون برگی همیشه سبز از تاریخ موسیقی کردستان راهنمای رهروان موسیقی اصیل ایرانی خواهد بود. سید نظام الدین پدر سید علی اصغر که خود از مردان مشهور دینی ومرد پرهیز کاری بود سید را به شهر اورد ودر مسجد دار الاحسان (مسجد جامع سنندج)به مکتب شیخ عبد المومن پدر ایت الله مردوخ سپرد تا از محضر ایشان کسب فیض کند وقرائت صحیح قران را بیا موزد سید سالیان درازی از عمر خود را به فراگیری قران پرداخت و بعد از مدتی در قرائت استادی بی نظیر شد چنانکه آوازه او از مرزها در گذشت .پدر بارها اورا از خواندن در ملا عام منع و سر زنش کرده بود و سید با کمال احترام در جواب پدر گفته بود: انچه نعمت خداست به همه تعلق دارد و نباید آنرا از خلایق دریغ کرد و اگر خواندن الحان از روی حقیقت و درستی به جانب معنویات باشد مانند صدای پرندگان خالی از محرمات خواهد بود . شهرت و آوازه‌ی سید ، آن مرد هنرمند نامی کرد ، جدای از حسن و موهبت خدادادی صدایش ، در حالی به اوج خود رسید که پس ازگذشت 72 سال از وفاتش ، محمدرضاشجریان استاد بلامنازع موسیقی سنتی ایران را برآن داشت تا ضمن اجرای آهنگ "غه‌مگین و دل په‌شیوم، بروانه باری لیوم" وی در کنسرت کردستان عراق ، این چنین درباره وی سخن بگوید: سید علی اصغر کردستانی بدون شک از اساتید پیشاهنگ و پیشرو در زمینه آواز است و ما در آوازهایمان از سبکهای ایشان بهره می بریم.

انچه از صدای سید و نحوه اجرای اهنگهایش مشخص است این است که سید به طور مسلم موسیقی ایرانی را می شناخته است اما چگونه ودر کجا و با چه امکاناتی به این شناخت رسیده است جای بحث و گفتگو است .طبق نوشته اقای عباس کمندی چون در ان زمان وقبل از رفتن سید به تهران ، سنندج مدت یکسال تبعید گاه عارف قزوینی شاعر و ترانه سرای معروف ایران بود و چون عارف به منزل خوانین سنندج رفت و امد داشت مسلما صدای سید از نظر عارف مکتوم نمانده و احتمالا جلساتی با هم داشته اند . با توجه به نوع تحریرات صدای سید وشباهت ان به اهنگهای عارف قزوینی به احتمال قوی سید موسیقی را از عارف اموخته ویا حد اقل نحوه صوت پردازی سید بدون دخالت عارف نبوده است و اگر غیر این باشد سید خود ابداع کننده این سبک در موسیقی کردی است نحوه پرداخت تحریرات ریز و مکرر وکش دادن صدا در نهایت جمله‌ها مختص خود سید علی اصغر است و این سبک خوانندگی بجز در زادگاهش صلوات اباد محل ومکان دیگری در کردستان ندارد. استاد سید علی اصغرکردستانی اهنگهای اصیل کردی زمان خود را به سبک خود خوانده است وبا تحریرات ریز صدا بر ملودی انها افزوده است .بعضی از اثار سیدتوسط برخی از خوانندگان معاصرباز خوانی شده است ازجمله کاست زردی خزان ارسلان کامکار و قسمتی از کاست فلک باخه وان با صدای سید جلال الدین محمدیان و نیز تصنیف‌های دردی هجران و رفیقانی طریقت      و  وه ک با زو بن باصدای خواننده بسیار توانا کرد زنده یاد استاد حشمت اله لر نژاد   . استاد علی اصغر کردستانی خواننده بزرگ کردستان در سال ۱۳۱۵ شمسی در زادگاهش روستای صلوات اباد چشم از جهان فرو بست اما صدای گرمش تا ابد نوازش گر گوش و جان مردم کرد زبان خواهد بود .

-          ماخذ برخی از مطالب ویکی پدیا

 


 
رابطه خنده دار من با علایقم
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٤  کلمات کلیدی:

هنر(تئاتر ، نقاشی ، معماری و...) وموسیقی را بصورت غیرحرفه ای والبته باید بگم غیر ژنتیکی وتنها از روی علاقه از همان بچگی دنبال میکردم.وتا الان که بیش از ربع قرن از عمرگذشته با علاقه وشور  بیشتر با ان همدم هستم  . خنده داراست اگر بگم با این همه شور وشوقی که به موسیقی داشتم به دلایلی که می شود آنرا دلایل گول زننده یا شاید احمقانه خواند(ازجمله چون ممکن است درس خواندنم را تحت تاثیر قرار بدهدو مسیرزندگیم به راهی که همیشه آنرا آرزو داشتم به انحراف بکشاند )،هیچکدام از سازهای ایران را یاد نگرفتم وپی گیر هیچ هنری هم نشدم در نتیجه عطشم به جادوگران زندگیم ؛هنروموسیقی؛ وبزرگانش را فقط با  کتابها ، مجلات ومقالات سیراب کردم  ... براستی چه دردی سوزناکتر از درد نادانی .

دراین روزها با الهام از بزرگانی که در عرصه وبلاگ نویس موفق وتاثیر گذار بوده اند تصمیم به طراحی وبلاگی کردم که علایق ، سلایق ، عقاید ودغدغه هایم را که گاهاً ضد ونقیض اما قابل جمع هستند در محدوده چارچوب های موجود بیان کنم وبا صحبت کردن از هنر وموسیقی وبزرگانش عقده ام را که فکر کنم جنسش الان از سنگ خارا شده آب کنم .اما مشکلی که هست اینه که معرفی همه بزرگان هنر وموسیقی ایران بصورت آکادمیک وحرفه ای بدلیل آنکه هدفم پرداختن به موضوعات  بسیار گسترده از طیف موارد یادشده است حقیقتا هم از لحاظ علمی وهم از لحاظ ارزشی ازتوان من خارج است ومهمتراز آن جسارت این کار را به خودم نمیدهم از طرف دیگر چون بزرگان این عرصه در ایران بسیارند شناساندن همه آنها بدلایلی که گفتم  را ستم به این بزرگان میدانم .ازاینرو تصمیم گرفتم  در این وبلاگ  معرفی وشناساندن تدریجی بزرگان هنر وموسیقی کردستان که در ارتقاء وغنای این عرصه خدمات شایانی به ایران عزیز کرده اند مدنظر قرار بدهم .


 
عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۳  کلمات کلیدی:

توسعه، انسان قاعده پذیر و مسئولیت پذیر وکاری می طلبد. در کشورهای توسعه یافته تعداد زیادی از افراد در اقتصاد ،هنر،علم،معماری، صنعت و تولید دائماً به دنبال نوآوری و گسترش اند. فرهنگ و دولت مانعی برای آنها نیستند.

دغدغه پیشرفت، توسعه یافتگی و ثبات سیاسی ایران، همچنان ادامه دارد. کشورهای هم ردیف ما راه خود را پیدا کرده، ما همچنان در نزاعهای فکری و سیاسی خود غوطه وریم. قبل ازکشورهایی مثل کره جنوبی، مالزی وحتی چین بحث توسعه یافتگی را شروع کردیم ولی هیچ توفیقی در این زمینه نیافته ایم. واقعیت تلخ این است که ما خیلی فکر نمی کنیم ، صحیح فکر نمی کنیم ، جمعی فکر نمی کنیم و به این نتیجه می رسیم که  مسائل خود را خوب تشخیص نمی دهیم. شاید سامان و استقراررا دوست نداریم چون خیلی زحمت دارد ترجیح می دهیم با هیجان و اوضاع روز زندگی کنیم .

... افکار ما با خلقیاتمان سازگاری ندارد. هنرمندانه سخنرانی می کنیم افکاری که هنوز دنیای صنعتی به دنبال تحقق آنهاست به زبان می آوریم به جهانیان فن گفت و گو می آموزیم همه را به وحدت فرا می خوانیم برخلاف آنچه دینمان به ما آموخته ترحم نداریم بلکه حذف وتخریب و حسادت به شدت میان ما رواج دارد. و خارج از خود به دنبال علتها و مشکلات و ریشه ها هستیم. عمده مشکل توسعه نیافتگی ایران در افکار مانیست در شخصیت پرورش نیافته ی ماست .خلقیات غیر مدنی ما ذاتی نیستند بلکه نتیجه ی ساختارهای سیاسی واجتماعی و اقتصادی انباشته شده ی تاریخ ایران هستند.

ایرانیان چه در محیط داخلی چه در محیط بین المللی در تشخیص موقعیت و وضعیت خود مشکل داشته اند چه در سطح مدیریتی و چه در سطح روشنفکری . و نتوانسته اند ارتباط منطقی بین سه منبع هویتی  دینی،ایرانی و جهانی پیدا کنند. همواره سعی براین بوده که همه این منابع را همزمان داشته باشیم قوی بودن هویت دینی و ایرانی ، ایرانیان در مقابل هویت جهانی قرار گرفته  درصورتیکه کشورهایی مثل کره جنوبی ، مالزی، چین و حتی برخی اعراب توان تطبیق و همگون سازی میان منابع داخلی و خارجی را پیدا کرده اند ولی ما هنوز نتوانسته ایم ....  مسئله دیگر در خصوص خلقیات ایرانیان، خلقیات قبیله ای آنهاست که غیر خودی را حذف می کنند و کسی را که صددر صد با او همراه نیست را بیگانه می بیند و این امر سبب عدم موفقیت این پیوند می شود . و مهمتر از آن مشکل تنبلی در تفکر اصولی است . دیرینه بودن فرهنگ استبدادی و بی توجهی به علم ، روش علمی و تفکر علمی  . عدم درک واقعیت های جامعه وعدم تحول در شخصیت واز همه مهمتر عدم آماده سازی فرهنگی و عدم تحول درشخصیت ایرانی ، همه از سری عواملی هستند که در توسعه نیافتگی ایران نقش داشته و دارندو تا ساختارهای منتهی به شخصیت را تغییر ندهیم ساختارهای اقتصادی و سیاسی متحول نخواهد شد. (( افکار مدرن داریم ولی شخصیت مدرن نداریم))             

فرازی از کتاب ((عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران ))که محصول چهارده سال تحقیق و تدریس پیرامون توسعه یافتگی دکتر محمود سریع القلم می باشد.