کاش یک قهرمان بیاید
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۳۱  کلمات کلیدی: اقتصادی

خاستگاه مفاهیم سیاسی واجتماعی ، جوامع انسانی بوده هر جامعه بسته به پیشرفت وتوسعه انسانی ش مفاهیم متناسب با آن سطح از توسعه ورشد نیز داشته است. مفاهیمی چون دموکراسی ، اومانیسم ، لیبرال ، قانون گرایی و.... که بر مجموعه ای ازواقعیات ومناسبات حاکم بریک جامعه یا اجتماع دلالت دارد زایده جوامعی هستند که فعالیت وجوشش اجتماعی آنها، اقتضای ظهوروتعریف آن مفاهیم را داشته است در واقع برخاسته ازاحساس نیاز آن جامعه به این مفاهیم بوده است که ما عموماً این جوامع را بعنوان جوامع پیشرفته وغربی می شناسیم.

درمقابل نیز مفاهیمی هم هستند که ویژه جوامع جهان سومی هستند وخاستگاه آن کشورهای توسعه نیافته هستند یعنی وضعیت اجتماعی این جوامع بسترپیداش وظهور این مفاهیم که دارای بار فرامعنای است را فراهم کرده است ، یکی از این مفاهیم که اتفاقاً ضرورت ونیاز آن این روزها در جامعه ما نیز حس می شود "ظهور یک قهرمان" است.عموماً ظهور یک شخص قهرمان که دارای  ویژگی کاریزماتیکی نیز هست در جوامعی ظهور میکند که دست به گریبان پدیده های شومی  چون فقر ، جهالت ، بی سوادی ومشکلات فرهنگی واجتماعی و... هستند،  اینکه جامعه ما به چه نسبتی گرفتار این پدیده هاست موضوع این نوشتار نیست  بلکه موضوع گفتار، احساس نیاز جامعه به" ظهور یک قهرمان" است ، قهرمانی کارکشته با قدرت نفوذ کاریزمایی در میان مردم و قدرت های تاثیر گذار بر عرصه اقتصاد که بیاید ودر میان تنگنهای موجود وضع اقتصادی مردم را اندکی سامان ببخشد، قهرمانی که محدودیت ها را بشناسد، درک کند وبعضاً قبول کند و در این میان بتواند با مدیریت صحیح نسخه رهایی اقشار جامعه را از این وضع اسفباراقتصادی که به نظر من بخش عمده ای از آن بدلیل بی تد بیری وسوء مدیریت در عرصه های مختلف است ، بپیچد .جامعه ای که روز به روز شرایط اقتصادی ش بغرنج تر وبحرانی تر میشود، مردمش فقر را با رگ وپوستشان حس میکنند و هر روز به طیف کسانی که قدرت تامین کالاهای اساسی را برای ماه ها یا حتی درطول سال ندارند اضافه می شود ، دارای آماده ترین بستر برای پیدایش ورشد آسیبها و بزه کاریهای اجتماعی گوناگون است .به قول حدیث نبوی " اگر فقر از پنجره داخل شود، ایمان از در خارج می شود.". تنها کافسیت در تاکسی یا اتوبوس کمی به خاطر همدردی با مردم دست از دغدغه های ذهنی خودمان بشوییم و به درد دل مردم گوش بدهیم.

کاش یک قهرمان بیاید......


 
کردستان عراق (سلیمانیه)
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢۱  کلمات کلیدی:

اواسط اسفند بود که به دعوت یک همزبان صمیمی تمام برنامه ریزی هابرای سفر به ارمنستان لغو وقرارشد سر از کردستان عراق دربیاوریم. باتوجه به اینکه هیچ مشابهتی با تور وسفر شخصی به لحاظ هزینه نداشت روشنه که صحبت ازجزئیات آن گزافه گویی است اما باید بگم که بدون احتساب سوغات هایی که بردیم وآوردیم تمام هزینه این سفر 500 هزار تومان شد

 با اینکه بعد از تحویل سال به سلیمانیه رسیدیم خوشبختانه بهترین زمان ممکن به لحاظ برگزاری مراسم نوروز بود. نوروز در آنجا برخلاف آنچه در ایران که بعد از ورود اسلام به ایران به تدریج بدلیل ممانعت در برگزاری مراسم نوروز بصورت تقریباَخانوادگی برگزار می شود وفقط آنجا که مراسم دیدو بازدیدخانوادگی است شکل اجتماعی به خود میگیرد ،در کردستان عراق به همان روش باستانی خود با حضور انبوه مردم برگزار میشود.

 در یکی از میادین اصلی شهر آتش بزرگی به پا می کنند و مردم در قالب کارناول رقص وشادی به طرف میدان به راه میفتند .

 

 اما جالبتر از آن اینکه در مناطق روستایی هنوز که هنوز است آتش نوروز را برروی کوهها برافراشته میکنند که این شکل برگزاری به برداشتی متفاوتی که از پیدایش نوروزهست،برمی گردد.

 

 واین من بودم که با دیدن آتش نوروز که به سان  نیاکان ، برروی بلندیها وکوهها برافرخته شده بود غرق در شور وهیجان بودم واز اینکه گفته میشود ما ایرانیها آتش پرست بوده ایم ذره ای خم به ابرو نیاوردم وتو دلم این جمله را از دکتر قمشه ایی فریاد می کشیدم اگر ما اتش پرست بودیم (که اینطور نبوده)شما کعبه پرست بوده اید .

 

اما چیزی که بیشتر از همه سفر به کردستان عراق را برای ایرانیها جذاب میکند احساس نزدیکی ، صمیمیت واحترام ویژه ای است که مردمان آن دیار برای ایرانیها بدلیل پیوند های عمیق تاریخی وفرهنگی که با ایرانیها دارند، قائلند جوری که  ما که همزبانیم هیچ ، بلکه هیچ ایرانی به معنای واقعی  احساس غریبی نمی کند انگار شهری دیگراست از شهرهای ایران. 

 

این علاقه وعرق تا جایی است که  بیشتر مردم مانند یک ارزش، کالاهای ایرانی را که  دارای کیفیت مشابه با کالای سایرکشورها است ، مصرف میکنند، جالبتر ازآن به گوش رسیدن صدای آهنگ های فارسی ازماشین های در حال تردد در خیابان ها  بود...اما عادت های غذایی هم داشتند  که  با مزاج وذائقه ایرانیها سازگار نبود از جمله پرخوری ، خوردن غذاهای بسیارچرب ، وخوردن چای بسیار تلخ که با شکر شیرین می شود (چای شیرین)البته به نظر میرسد این عادت ها بیشتر متاثر از فرهنگ وعادت غذایی غالب بر آن منطقه هست

 

یک روزعصر به اصرارمن وبمنظور همجوشی با مردم به اتفاق رزگارپسر کاک منصور(که در واقع ما دعوت آنها بودیم )از یک قهوه خانه سنتی سردرآوردیم ، دود قلیان ها چنان فضا را دود اندود کرده بود که برای تشخیص صورت باید دماغ به دماغ میشدید ، برای من که قلیان را به خاطر قل قل ش دوست دارم یک کم آزار دهنده بود .یک گوشه نشستیم و من به در دیوار و افراد آنجا خیره شدم ، بدون هیچ درخواستی و در یک آن چایی جلومون  سبز شد که رنگش کم به قیر نمی زد من هم که اولین بار همچنین رنگ چایی رو دیده بودم دیوانه وار پشت سر سوال میکردم و حرف زدم که چایی سرد شود وبهونه برای نخوردن داشته باشم ...مرد روبه رویم که در حدود 45 سال بود نزدیک آمد گویا از لهجم متوجه شده بود که سنندجی هستم وازم خواست یه دست تخته نرد بازی کنیم (برای کسانی که نمی دونند بگم که بهترین وبا کیفیت ترین تخته نردهادر منطقه در سنندج ساخته می شود ومهمتر از آن خبره ترین تخته باز ها هم را می توان در این شهر سراغ گرفت )این پیشنهاد برای من که این بازی رو چشم بسته جلو میبردم همچو دست گرمی بود وبا روی باز قبول کردم.. کم کم چند نفری هم دورمون احساس صمیمت کردند یک کم جو سنگین شد واز اعتماد به نفسم کمی ، کم شد.. دو هیچ که عقب افتادم چنان سرخ وداغ شده بودم که خیس عرق شده بودم امابه یکباره ورق برگشت ودر میان هیاهوی وجو سازی دوستانش بازی را بردم ، بردن من همان و هجمه ای از متلک ها که به سمت حریفم روانه شد همانا. یه جورای حس کردم اونا ناخواسته غریب نوازی کردند ....بعد ازآن این بار با پیشنهاد او با هم رفتیم سروقت یک شاعر نازک خیال سلیمانیه استاد"لطیف"، شاعری که خودش را ایرانی میدانست و بیشتر از هرایرانی، به خاک وآب ایران تعصب داشت وچنان از ایران وایرانی می گفت که در آن لحظه احساس غرور واحساس تعجب هردو باهم؛احساسات مانع الجمع؛تمام وجود را گرفت می گفت من بیش از 20کشور دور ونزدیک رفتم اما هیچ ملتی مثل ایرانی تمییزتر باهوش تر ندیدم (تا اینجاش که خودمون هم ادعا می کنیم) جالبتر آنکه میگفت حتی بوی عرق بدن ایرانی با سایر ملتها هم متفاوت است..... 

 

طی چند سال اخیر که کردستان عراق از زیر یوغ بعث عراق خارج وتقریباً بصورت مستقل عمل میکند وضع اقتصادی مردم وشهر های آنجابسیار تغییر کرده سیاست دولتمردان اقلیم کردستان قصد دارند اربیل (هولیر)راطی دهه آینده به دبی منطقه البته با حفظ هویت شهری (چون می دانید اربیل یکی از اولین خاستگاه های تمدن بشری است وجزء شهرهای اولین تمدن خاورمیانه یعنی "میزوپتامیا"بوده است )تبدیل کنند وجود مجتمع های تجاری ، رفاهی متعدد ، برج های بزرگ در دست ساخت ازجمله بزرگترین برج منطقه با 62طبقه  ، هتل های فراوان و... همگی دلالت بر همتی است که برای  اجرای این تصمیم وجود دارد.