الگوریتم مدل سازی حل مساله
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٠  کلمات کلیدی:
تعریف هدف و محدویت های مترتب بر آن در قالب مدل ریاضی ،ویژگی این الگوریتم برای تحقق بهینه هدف است.                        
وقتی که ما هدفی را تعیین می کنیم ، آگاهی نسبت به محدودیت های ملموس(که بستگی به هدف متفاوت است) و غیر ملموس رسیدن به آن مانند منفعت طلبی ،   حسادت ، زیاده خواهی ، بی اخلاقی و .... دیگران که همزمان برای دستیابی به آن کوشش می کنند ،  به تصمیم گیرنده درک درستی نسبت به هدف ، چگونگی تحقق  و راهکاری قابل انجام  آن  می دهد. درک و آگاهی نسبت به این محدودیت های محیطی در  صورتی که برای خودمان پیش شرط اخلاقی قایل شویم ؛ممکن است  ما را به سمت تلاش و همت بیشتر ، ارایه راهکارهای خلاقانه تر و بروز رفتارهای سنجیده تر و کنترل شده تر هدایت کند.

 
خود غلط بود آنچه می پنداشتم
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱  کلمات کلیدی:

سه دختر قد و نیم قد با یک زن نحیف در یک خانه محقر بدون هیچ درآمد و رزقی ؛  این خانواده ای است که از سال 82 ، وقتی که پدر خانواده بعلت بیماری  صعب العلاج از این دنیا رخت بر بست ، از نزدیک می شناسم . دلم نمی خواهد زن آن خانه را شیر زن وصف کنم چون که  غیرت و شجاعت تنها ذره ای از وجود او است ، فرشته ایی مهربان بود برای شوهرش و مادری دلسوز و فداکار برای بچه هایش. زن جور کشیده ای که بیشتر وقتها برای دریافت دارو از هلال احمر یا کمک مالی از کمیته امداد ، مسیر طولانی خانه  تا مرکز شهر  را بدلیل نداشتن پول کرایه ماشین ، با پای پیاده می رفت ،  یک بار هم در اتوبوس از بس آشفته بود یک لنگه کفش ش  را در اتوبوس جا گذاشت ، بی آنکه بفهمد.  در زمان بیماری  همسرش  هر چه در توان داشت در طبق اخلاص گذاشت ؛ تا شاید جلوی قضای الهی را بگیرد یا شاید هم برای اینکه وجدان ش بعدها راحت باشد ، چون که می دانست برای او ماندنی نیست .... و بالاخره در یک عصر تابستان آنچه باید اتفاق می افتاد مقدر شد . حالا به تنهایی باید بار سنگین سه یتیم را به دوش بکشد اما نه با هر هزینه ای. او شرافتمندانه بدون آنکه از کسی توقع داشته باشد یا دست نیاز برروی کسی دراز کند  ، قناعت را پیشه کرد و  با بافتن پوشاک کاموایی و دریافت بهره از سرمایه اندکی که شوهرش دو روز قبل از فوت ش او را از آن با خبر کردبود ،  تامین معاش می کرد .

البته که گشایش امور،  عاقبت کار آدمهای صبور است در زندگی آنها به واسطه کمیته امداد خیر تهرانی وارد شد که  سخاوتنمدانه بدون هیچ چشم داشت و توقعی ماهیانه به آنها کمک میکند تنها آنها نیستند که دستیارشان است  او تمام حقوق جانبازی اش را خرج کمک به بیست خانواده مستمند می کند بدون آنکه هیچکدام از آنها را بشناسد یا از هویت آنها بپرسد ......

سالی که پدر خانواده از دنیا رفت ، تهران سرباز بودم،  همانجا با خود عهدی سخت بستم که یاریگر آنها باشم . اگر چه وعده ای که برای آن سوگند خورده بودم از حدود سه سال پیش با تعهدی  اندک ، ماهیانه به آن عمل می کنم اما واقعا ًسخاوتمند بودن نه کار هرکسی است که دلی بس بزرگ می خواهد .... وقتی با دیدن یک گوشی دردست دختر کوچکش در کارخودم  مردد شدم ، به انسانی بودن آن عهد سخت و به فهم خود شک کردم که هنوز نمی دانم  عوض کردن احساس ، تغییر نگرش و سبک زندگی هم خود یک نوع بخشش است حتی اگر من واسطه آن  باشم .