دیروز جهت  نعیین تکیلف  یک ساعت فراغت روزانه نوآموزان و دانش آموزان   مقاطع پیش دبستانی و دبستان به مدرسه دعوت شدیم .

..... پس از شور و بحث های فراوان و بی نتیجه ؛ یکی از والدین در جواب پیشنهاد یکی از خانم ها ، برای اختصاص آن ساعت  به آموزش قران ، با این استدلال که عامل اصل روی آوردن جوانان امروزی به تفکرات لائیکی ،  زیاد بودن آموزش های دینی و قرآنی در دوران تحصیل می باشد ، جسورانه با آن مخالفت کرد . یکی دیگر از والدین درتایید حرف ایشان ، موضوع بحث رابه سیستم آموزش اروپا ارتباط داد  و با مطرح کردن این نکته که  در کشورهای اسکاندیناوی تا سن 15 سالگی ، هر گونه  آموزش دینی در مدارس ممنوع است ، علاوه بر مخالفت با اختصاص آن به آموزش قران ، خواستار کم شدن کلاسهای قرآنی موظفی نیز شد ...... درادامه ، این بحث خیلی زود دستمایه جدل سیاسی شد طوری که از هدف اصلی دور شدیم. موضوع سیاسی شد چون خوب بلدیم با بحث های سیاسی و ربط دادن همه چیز به آن ، ژست روشنفکری بگیریم . ما آنچنان سیاست زده ایم ، که تمام جنبه های زندگی مان به آن آلوده ست .

ما به منطق سیاست ؛

 فکر می کنیم

 کار می کنیم

قضاوت می کنیم

 معاشرت می کنیم

 وعده می دهیم

دوستی می کنیم

 رو راستی می کنیم

 حتی با منطق سیاست هم عبادت می کنیم ................ ما سیاست زدگانیم