قاصدک

 

 

قاصدک هان!چه خبر آوردی؟

از کجا

وزکه خبر آوردی!؟

خوش خبر باشی

اما اما

گرد بام و درمن بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا

نه زیاری نه زدیار و دیاری ، باری!

 برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم می گوید

که دروغی تو دروغ 

که  فریبی تو فریب

قاصدک هان!ولی ... آخر ... ای وای

راستی آیا رفتی با باد!؟

با توام ، آی کجا رفتی!؟ آی!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز!؟

مانده خاکستر گرمی جایی!؟

در اجاقی طمع شعله نمی بندم  

خردک شرری هست هنوز!؟

قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز، در دلم می گریند!

 

/ 4 نظر / 17 بازدید
سحر موسوی

سلام چه عکس زیبایی... چه متن خوبی... مرا برد به دوران کودکی ام... وقتی یک قاصدک کوچولو می آمد به حیاط خانه مان و دنبالش میکردم تا بگیرمش و بعد فوتش میکردم تا آرزویم را ببرد اون بالاها... پیش خدا تشکر

قصه گو

خیلی زیباست این شعر قاصدک شاهکار مهدی اخوان ثالث.خدایش بیامرزاد.

مینا

هنوز هم وقتی قاصدکی میبینم، ناخودآگاه این شعر مرحوم اخوان رو زمزمه میکنم. قاصدک هان؟ چه خبر آوردی؟...

ح3ــین

خردک شرری هست هنوز !؟ / جالب بود راستی به روزیمــ با « کافه زمستون » در ... دهکده زیبای پیله ورین ... بفرماین [گل]